چند روزی است که دلم طوفانیست
آخه در آشیانه ی دل من کسی نیست
چند روزیست که کنج دلم طوفانیست
چند روزیست که دنیا رویایی است
چند روزیست که هوا طوفانیست
چند روزیست که در آتشکده غوغایی است
چند روزیست که در آتشکده ها ابر هاییست
چند روزیست که در آتشکده ها مردانی است
جند روزی است مردانیست دست بر جیب
چند روزیست که مردم کشورم کوتاهند
چند روزیست که هوا ابریه ابری است





اتل متل حکايت
هزار و يک روايت
حکايت از تو و من
مونده تو کوي و برزن
اين حکايت دروغ نيست
چراغ بي فروغ نيست
قصه ي بار و دوش
عشق يه مشکي پوش
حرف دو دو تا چارتاست
قصه ي موج و درياست
نقل يه مشکي پوش
که عشقش آبروش
بذر جدايي داشتن
غم به دلش گذاشتن
شاد بود ازش که عشقش
مشکي پوش رفت و خوندش
نيازش از زمونه
يه دل بود و يه لونه
که توش ترانه باشه
موندن بهانه باشه
غصه براش شيرين بود
چون عشقش بهترين بود
عشقش پر از خدا بود
صداش بي انتها ب
متل يه قصه
بي غم و درد و غصه
قصه اي که هنوزم
تو گفتنش مي سوزم
مشکي پوش مثل سنگ
با غصه هاش مي جنگ
مي جنگه تا هميشه
قصه تموم نميشه


